اولین روز بارانی را به خاطر داری؟
غافلگیر شدیم،خندیدیم،دویدیم وبه شالاپ شلوپهای گل آلودعشق ورزیدیم.
دومین روز بارانی چطور؟
پیش بینی اش راکرده بودی چتر آورده بودی ومن غافلگیر شدم،سعی
میکردی من خیس نشوم وشانه سمت چپ تو کاملا خیس بود.
سومین روز چطور؟
گفتی سرت دردمیکندوحوصله نداری سرما بخوری چترراکاملا بالای سر
خودت گرفتی وشانه سمت راست من کاملا خیس شد.
وچندروز پیش راچطور؟
به خاطر داری که با یک چتر اضافه آمدی ومجبور بودیم برای اینکه پیچهای
چتر توی چشم وچالمان نرود دوقدم از هم دورتر راه برویم ....
فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها بروعجیب است که ؛
پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم !
بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری !
بعد از چند روز به دوستی !
بعد از چند ماه به همکاری !
بعد از چند سال به همسایه ای ...
اما بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم !
دیگر وقت آن رسیده که اعتمادی فراتر آنچه می
بایست را به او ببخشیم ؛
او که یگانه است و شایسته ...
خنده دار است حال من
خنده دار است حال من ؟
خنده دار است واژه ی دوست داشتن در دفترم؟
خنده دار است خم بر اندام من ؟
خنده دار است حال من .
همه می خندند بر احوال من
تو نخند . . . . . .
خنده دار است رقص اشک بر چهره ام ؟
خنده دار است گریه ام بر خنده ها ؟
خنده دار است حک نامت بر تنم ؟
خنده دار است رعشه ی دستان من ؟
خنده دار است حال من .
همه می خندند بر احوال من
تو نخند . . . . . .
تو که می دانی چرا اینگونه ام تو نخند . . . .
توکه می دانی که این احوال من
تحفه ی این عشق ما بوده به هم
تو نخند . . . .
در طول ترم:
.
.
سه روز مانده به امتحان:
.
.
دو روز مانده به امتحان:
.
.
شب امتحان:
.
.
یک ساعت مانده به امتحان:
.
.
سر جلسه امتحان:
.
.
هنگام خروج از جلسه:
.
.
یک هفته بعد از امتحان: